ایرانیان نخستین سازندگان فانوس دریایی جهان در خلیج‌فارس؛ قدیمی‌ترین راه دریایی نشانه‌گذاری شده، در خلیج‌فارس است که بر اساس شواهد تاریخی منطبق با ناحیه‌ای در جنوب آبادان کنونی است که در منابع تاریخی اسلامی از آن با عنوان «خَشَبات» یاد شده است.

به گزارش ، با توجه به اینکه محل ورود کشتی‌ها به دهانه بهمنشیر به دلیل رسوبات رودخانه دارای عمق یکسانی نبوده و احتمال به گِل نشستن کشتی‌ها وجود داشته است از این رو در این بخش از مسیر با برافراشتن دکل‌های چوبی بزرگ ضمن نشان دادن مسیر عمیق جهت عبور و مرور کشتی‌ها، در شب نیز با استقرار افراد و روشن کردن آتش روی آن دکل‌ها با کاربرد مسیریابی، به دریانوردان کمک می‌کرده‌اند.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این شیوه از دوره هخامنشیان در این بخش از خلیج فارس به اجرا گذاشته شده و تا قرن‌ها بعد ادامه داشته است.

آنچه با عنوان قدیمی‌ترین فانوس دریایی در حافظه تاریخی مسلمانان و اروپاییان وجود دارد، فانوس دریایی مشهور اسکندر در بندر اسکندریه است که از آن با عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان هم نام برده می‌شود اما شواهد تاریخی، از جمله سفرنامه نئارخوس و سفرنامه‌ای چینی و متون تاریخی قرون نخستین اسلامی، نشانه‌هایی از وجود فانوس دریایی در بخش‌های شمالی خلیج‌فارس در نزدیکی بندر آبادان کنونی دارد.

«محمدعلی امام‌شوشتری» یکی از محققان مشهور مطالعات خوزستان و خلیج‌فارس برای نخستین‌بار سال 1349 خورشیدی در مقاله‌ای با عنوان «خلیج‌فارس و باستانی‌ترین فانوس‌های جهان»، با تکیه بر متون تاریخی، مسئله فانوس‌های دریایی خلیج‌فارس را به صورت علمی مطالعه و بررسی کرده است.

قدیمی‌ترین متن تاریخی که تلویحاً به این فانوس‌ها یا علائم دریایی اشاره کرده است، سفرنامه نئارخوس، دریانورد یونانی اواخر عصر هخامنشیان است که در سفرنامه خود و در بخش بررسی سواحل شمالی خلیج‌فارس می‌نویسد: «پس از طی مسافت 500 اسطاذیا در دهانه دریاچه‌ای با نام کاتادِربیس(Cataderbis) که مملو از ماهی بود، لنگر انداخته و بامدادان از طریق مسیری کم‌عمق، پشت سر ردیفی از کشتی‌ها حرکت کردیم. این مسیر کم‌عمق به ‌وسیله تیرک‌های چوبی که در دو سوی آن کاشته شده بود، نشانه‌گذاری شده بود، درست مانند علائمی که در تنگه بین جزیره لئوکاس(Leucas) و آکارنانیا (Acarnania) نصب شده تا بدین وسیله کشتی‌ها در مناطق کم‌عمق به گل ننشینند. اگرچه مناطق کم‌عمق ناحیه لئوکاس ماسه‌ای بوده و اگر کشتی به گِل نشسته باشد، می‌توان به آسانی آن را بیرون کشید اما اینجا در هر دو طرف کانال، زمین گِلابه و عمیق و بسیار سفت است و اگر کشتی در اینجا به گِل بنشیند، نمی‌توان آن را بیرون کشید. از آنجا که چنانچه کشتی به گِل می‌نشست نمی‌توانستیم آن را بیرون بیاوریم، بنابراین خدمه کشتی، آن را به طرف جلو هُل داده، در حالی که در گل و لای فرورفته بودند».

ساخت و نصب خشبات در خلیج‌فارس

در حقیقت قدیمی‌ترین راه دریایی نشانه‌گذاری شده، در خلیج‌فارس است که بر اساس شواهد تاریخی منطبق با ناحیه‌ای در جنوب آبادان کنونی است که در منابع تاریخی اسلامی از آن با عنوان «خَشَبات» یاد شده است؛ خشبات در متون فارسی و عربی به معنای فانوس دریایی است و به احتمال از ریشه «خَشَب» به معنای چوب در زبان عربی ساخته شده است؛ چون مسیر خطرناک این بخش از خلیج‌فارس با تیرک‌های چوبی نشانه‌گذاری شده و با ساختن چهارپایه‌ای بزرگ و قرار دادن اتاقکی بر آن عده‌ای را مأمور می‌کرده‌اند تا در شب با برافروختن چراغ، کشتی‌ها را به مسیر اصلی و کم‌خطر راهنمایی کنند.

به نظر می‌رسد این روش از دوره هخامنشیان به بعد به کار گرفته شده است و یکی از قدیمی‌ترین منابع متعلق به قرن دوم هجری، اطلاعات یکی از مشهورترین جغرافی‌نویسان چین در این مورد است؛ جیا دان 贾耽 (112 تا 189ه.ق/ 730 تا 805م) جغرافی‌دان و صاحب‌منصب نامدار سلطنت تانگ 唐Tang (618 تا 907م/ قبل از اسلام تا 294ه.ق) است. وی تمام عمر خود را وقف نقشه‌برداری کرده و چندین کتاب درباره جغرافیای چین و راه‌های آن نوشته است. کتاب «هوانگ هوا سی دا جی  huang hua si da ji 皇华四达记» ـ شرح مسیرهای بین‌المللی چین ـ روی ‌هم‌ رفته 10 جلد است و در حال حاضر فقط بخش «شرح راه‌های بین چین و هند» باقی مانده است. در این کتاب بخشی با عنوان «گوانگ جو تونگ‌های یی دائو  guang zhou tong hai» yi dao 广州通海夷道  ـ مسیرهای دریایی بین‌المللی خانفو ـ وجود دارد.

قدمت فانوس‌ها بر اساس منبع بیان شده به احتمال، به دوره پیش از اسلام برمی‌گردد و به این ترتیب خبر نئارخوس می‌تواند نشان‌هایی از وجود فانوس‌های دریایی در بخش‌های شمالی خلیج‌فارس باشد. این فانوس‌ها در قرون نخستین اسلامی با نام «خشاب» یا «خشبات» نامیده شده است. قدیمی‌ترین منبع دوره اسلامی که ذکری از آن کرده، کتاب «اخبار الصین و الهند» نوشته سلیمان و ابوزید سیرافی (851 م/ 237ه.ق) است که از موضعی به نام «خشبات البصره» و مکانی به نام «کنکال» یاد کرده که در آن ستون‌های چوبی راهنمای کشتی‌ها نصب شده است. پس از آن در کتاب‌های «المسالک» ابن خردادبه (وفات 280ه.ق) و «المسالک الممالک» استخری (وفات قرن چهارم قمری)، «خشاب» به عنوان یک منطقه در نزدیکی بصره یاد شده است.

«ابوعبدالله مقدسی»، جغرافی‌نویس مسلمان قرن چهارم هجری، نخستین فردی است که توضیح کاملی از کاربرد «خشاب» به دست داده است. او در بخشی از کتاب خود در این باره می‌نویسد: «پس از آن خشبات و منسوب به بصره است، كم گود و بسيار خطرناك است؛ ستون‌های چوبی در آب‌های آن استوار كرده و روى آنها خانه ساخته‌اند. افرادی را در این خانه‌ها گذاشته‌اند تا شب‌ها بر فراز این ستون‌ها آتش روشن نموده تا كشتى‌ها نزديك نيايند. یکی از شیوخ به من گفت که در آنجا دشوارى بسيار ديدم؛ كشتى ما 10 بار به گل نشست. از هر 40 کشتی که از اینجا عبور می‌کنند یکی می‌تواند به سالمت درگذرد».

«مفاتیح العلوم خوارزمی» بین سال‌های (365 تا 381ه.ق/ 976 تا 991م) در توضیح خشبات نوشته است «خشبات ستون‌هایی است که در دریا نصب می‌کنند و شب‌هنگام بر بالای آن برای هدایت کشتی‌ها آتش روشن می‌کنند».

فانوس دریایی در سفرنامه ناصرخسرو

بنابر اعلام آب‌های آزاد، اما جزئی‌ترین اطلاعات خشبات در کتاب «سفرنامه ناصرخسرو» (394 تا 481 ه.ق/ 1033 تا 1088م) آمده و حاصل مشاهدات شخصی او در این ناحیه است. او در این مورد می‌نویسد: «في‌الجمله منتصف شوال سنه ثلث و اربعين و اربعمائه از بصره بيرون آمديم و در زورق نشستيم. از نهر ابله تا 4 فرسنگ مي آمديم و به عبّادان رسيديم و مردم از كشتى بيرون شدند و عبّادان بر كنار دريا نهاده است، چون جزيره‌اى كه شط آنجا دو شاخ شده است؛ چنانکه از هيچ جانب به عبّادان نتوان شد الّ به آب گذر كنند. و جانب جنوبى عبّادان خود درياى محيط است كه چون مدّ باشد تا ديوار عبّادان آب بگيرد و چون جزر شود، كمتر از 2 فرسنگ دور شود. و گروهى از عبّادان حصير خريدند و گروهى چيزى خوردنى خريدند. ديگر روز صبحگاه كشتى در دريا راندند و بر جانب شمال روانه شديم و تا 10 فرسنگ بشدند، هنوز آب دريا می‌خوردند و خوش بود و آن آب شط بود كه چون زبان‌هاى در ميان دريا در می‌رفت و چون آفتاب برآمد، چيزى چون گنجشك در ميان دريا باديد آمد؛ چندان كه نزديك‌تر شديم، بزرگ‌تر می‌نمود و چون به مقابل او رسيديم، چنانکه بر دست چپ به يك فرسنگ بماند، باد مخالف شد و لنگر كشتى فرو گذاشتند و بادبان فرو گرفتند. پرسيدم كه: آنچه چيزست؟ «گفتند: «خشاب». صفت او چهار چوب است عظيم از ساج، چون هيئت منجنيق نهاده‌اند مربّع، كه قاعده آن فراخ باشد و سر آن تنگ و علو آن از روى آب 40 گز باشد. و بر سر آن سفال‌ها و سنگ‌ها نهاده، بعد از آنكه آن را با چوب به هم بسته و بر مثال سقفى كرده و بر سر آن چهار طاقى ساخته كه ديدبان بر آنجا شود. اين خشاب را بعضى می‌گويند كه بازرگانى بزرگ ساخته است و بعضى گفتند كه پادشاهى ساخته است و غرض از آن دو چيز بوده است: يكى آنكه در آن حدود كه آن است خاكى گيرنده است و دريا تنك؛ چنانکه اگر كشتى بزرگ به آنجا رسد بر زمين نشيند و كس نتواند خالص كردن؛ دوم آنكه جهت عالم بدانند و اگر دزدى باشد ببينند و احتياط كنند و به شب آنجا چراغ سوزند در آبگينه؛ چنانکه باد بر آن نتواند زد و مردم از دور ببينند و احتياط كنند و كشتى از آنجا بگردانند و چون از خشاب بگذشتيم، چنانکه ناپديد شد، ديگرى بر شكل آن پديد آمد اما بر سر اين خانه 2 گنبدى نبود، همانا تمام نتوانسته‌اند كردن».

ابوریحان بیرونی در کتاب قانون نوشته (427 ه.ق/ 1035م) عبادان را «دهانه خشبات در مصب دجله» دانسته و عرض آن را به‌درستی 30 درجه بیان کرده است.

«ادریسی» از جغرافی‌نویسان مسلمان قرن پنجم و ششم هجری (493 تا 560ه.ق) در کتاب «نزهه المشتاق فی اختراق آلفاق» در مورد خشبات می‌نویسد: «از بصره تا عبادان دو مرحله است كه 36 ميل مي‌شود و عبادان قلعه‌ای كوچك است و آباد بر ساحل شط‌البحر و همه آب‌هاي دجله به آنجا مي‌رسد؛ رباط و پناهگاهي است براي كساني كه از اين دريا مي‌گذرند. عبادان در كناره غربي دجله است و دجله در آنجا روي زمين گسترده مي‌شود. از عبادان تا خشبات 6 ميل است و اين خشبات در جايي هستند كه درياي فارس به مصب دجله مي‌پيوند؛ اين ستون‌ها در عمق دريا محكم شده‌اند و بر بالای آن جايگاهي ساخته‌اند مستحكم كه نگهبانان دريا در آنجاها مي‌نشينند. آنها زورق‌هايي دارند که به وسیله آنها به خشبات آورده و پس از آن به ساحل برمی‌گردند». «حافظ ابرو» در قرن نهم هجری یکی از آخرین جغرافی‌نویسان اسالمی است که درباره خشبات نوشته و اطلاعات «ناصرخسرو» را عیناً تأیید می‌کند.

در یک جمع‌بندی از این بخش می‌توان گفت که از دوره هخامنشیان تا قرن‌ها بعد، ایرانیان برای تسهیل امور دریانوردی و حمل‌ونقل کالا در خلیج‌فارس ابتکارات و فنونی جدید را به کار گرفته‌اند که برخی از آنها در نوع خود کم‌نظیر است یا برای نخستین‌بار انجام پذیرفته است. فانوس‌های دریایی نصب شده در ورودی بندر آبادان و به کار گماشتن افراد مخصوص که به احتمال فراوان از سوی حکومت‌های مختلف تأمین می‌شده‌اند، برای راهنمایی کشتی‌ها و روشن کردن فانوس‌های دریایی در شب، یکی از این ابتکارات است که در مطالعات و تحقیقات دریایی کمتر به آن پرداخته شده است. با توجه به شواهدی که پیش از این بیان شد، فانوس دریایی خلیج‌فارس را می‌توان یکی از نخستین فانوس‌های دریایی جهان در نوع خود دانست.

بازنگری در آمایش لجستیکی و پرهیز از تمرکز بر بنادر جنوبی قبلی

بازنگری در آمایش لجستیکی و پرهیز از تمرکز بر بنادر جنوبی

ایجاد شبکه‌ای متوازن برای تضمین تجارت خارجی کشور بعدی

ایجاد شبکه‌ای متوازن برای تضمین تجارت خارجی کشور